أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
10
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
تعالى بر بندگان خود بيدادگر و ظالم نيست آنچه كند جزاى عمل ايشان بود بر وفق استحقاق . [ سوره الأنفال ( 8 ) : آيات 52 تا 54 ] كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّهِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقابِ ( 52 ) ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ( 53 ) كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَذَّبُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ فَأَهْلَكْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ أَغْرَقْنا آلَ فِرْعَوْنَ وَ كُلٌّ كانُوا ظالِمِينَ ( 54 ) عادت ايشان يعنى اهل بدر و طريقه و روش ايشان همچون طريقه و سنّت و عادت اتباع و اشياع فرعون است و آنكسانى كه از پيش ايشان بودهاند ؛ كافر شدند بآيات خداى تعالى پس بگرفت خداى تعالى ايشان را به آن گناهانى كه ايشان كردند و خداى تعالى سخت عقوبت است ؛ كس را قوّت و طاقت عقوبت وى نباشد ، اين عذاب از آن بود كه در حكمت خداى تعالى صحيح نيست كه بگرداند نعمتى را كه بر قومى كرده باشد تا آنگاه كه ايشان بگردانند و آنچه بايشان بود از نيّت و فعل ، و اين نعمت محمّد بود كه خداى تعالى بر قريش كرده بود ايشان به او كافر شدند و تكذيب وى كردند لا جرم خداى تعالى اين را بانصاريان نقل كرد كلبى گفت كه : نعمت اهل مكّه چنين فرمود كه « أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ » و محمّد را صلّى اللّه عليه و آله بايشان فرستاد و شكر نعمت نكردند و بكفران بدل كردند خداى تعالى آن نعمت بر ايشان بگردانيد و به عذاب بدل كرد حق تعالى درين آيت بيان كمال عدل خود ميفرمايد و ميگويد : منم آن خدائى كه چون نعمتى كرده باشم مبتدئا بر سبيل تفضّل با بندگان خويش از كرم خود روا ندارم كه آن نعمت بر ايشان بگردانم تا آنگاه كه ايشان حال خود بر خود بگردانند و بجاى شكر نعمت كفران كنند و بجاى اعتراف جحود آرند آن خدائى كه از كرم خود روا ندارد
--> « ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ ، ذلك اشارت است به عذاب كه ديدند و چشيدند بظلم نيست بل بما قدمت ؛ به آنست كه دستهاى شما تقديم كرد و اضافهء فعل بآلت براى تحقيق اضافهء فعل است براى آنكه محال است كه كسى فعل كند بآلت غيرى و على هذا قولهم : يداك اوكتا و فوك نفخ ؛ مجاز است و [ ما ] موصوله است يعنى « الذى » و شايد كه مصدرى باشد ؛ اى ذلك بتقديم أيديكم أفعالها و معاصيها » .